تبليغاتX
جاودانه
     
 

 

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟

گفت: نه.....

گفت دوستم داري؟

....گفت:نوچ.....

گفت:اگه بميرم برام گريه مي كني؟؟؟.....

گفت:اصلا....دختره چشماش پر از اشك شد....

هيچي نگفت....پسره بغلش كرد و

گفت:تو خوشگل نيستي زياترين هستي....

تو رو دوست ندارم چون عاشقتم....

اگه تو بميري برات گري نميكنم چون من هم مي ميرم.....

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 19:8  توسط HB | 

بدان... بدان...
بدان با تمام وجود دوستت دارم
بدان چو باد بهاری برایت می وزم
بدان...
بدان تو را با فرسنگ ها فاصله دوست دارم
بدان...
بدان این فاصله زیباست
بدان این عشق رویاست
بدان این دل تنهاست
بدان عاشقم
عاشقم...
عاشقم...
بدان در انتظارت خواهم ماند
بدان...

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 3:39  توسط HB | 

شبی غمگین شبی بارانی و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستی ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 5:15  توسط HB | 
 

در طوفان های زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودنه

خدای خوب و مهربون دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 19:10  توسط HB | 
 

وقتی گلدان خانه مان شکست هر کس چیزی گفت.

مادرم گفت : زیبا بود.

پدرم گفت : گران بود .

مادر بزرگم گفت  : حیف بود.

برادرم گفت : هدیه بود.

خواهر کوچکم گفت : مال من بود.

اما وقتی دل من شکست هیچکس حتی یک آه هم نگفت.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 4:18  توسط HB | 

جاودانه

 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو

درباره وبلاگ

 


 

نوشته هاي پيشين
شهریور 1387
خرداد 1387
پيوندها
گل یاس
رویای خیس بارون
آمار وبلاگ


موزيک


 

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

سيد حسين بزرگي

 
'